همراز

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

همراز

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

جام جهانی چشمات

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۶ ق.ظ

مارو کسی به چالش جام جهانی چشمات دعوت نکرد البته طبیعی بود بین اینهمه نویسنده ی خلاق و دست به قلم نیازی به خط خطیهای ما نبود و من بصورت خودجوش بیشتر واسه دل خودم تو این چالش شرکت کردم.



دو بار تو زندگی فرار رو تجربه کردم ! بار اولش همون موقعی بود که تو کافه ژاسمن روبروت وایسدم و صاف تو چشمای رنگیه خوشگلت زل زدم با تمام وجودم گفتم : "دوست دارم " و منتظر هر جوابی ازت بودم الا اینکه بگی: "چرا اینو زودتر بهم نگفتی دیووونه " ؟

همین یه جمله کافی بود که من مثل دفاع چپ یه تیم آفریقایی که شانسش گرفته و شوتش گل شده با یه فرار عالی فاصله ی کافه ژاسمن تا خونه مون رو بدوم واز حالت جامد به حالت بخار در بیام و برم قاطی ابرا .

ولی حیف که این خوشحالی زیاد دوام نیاورد مثل یه تیم که با زحمت زیاد گل میزنه و دقیقه ی نود روی یه اشتباه گل میخوره تا حسرت برد بمونه رو دلش حسرت این دوست داشتن موند رو دلم.

روزی که مامانت زنگ زد و مارو واسه عقدت دعوت کرد تنها گزینه ایی که به ذهنم رسید فرار بود مثل دفاع چپ یه تیم آفریقایی که تو فینال جام جهانی گل بخودی زده و میخواد از همه کس و همه چی فرار کنه و بره یه گوشه کز کنه و خودشو نفرین کنه .

ولی دل دیوونه ی من هنوز بعد چهار سال منتظر یه جام جهانیه دیگه س و اینکه تو پشیمون بشی و برگردی .


# همین


پ.ن: پیش پیش عیدتون مبارک و طاعاتتون قبول حق

  • حامد سپهر

نظرات  (۲۵)

ایده تون متفاوت بود, و خب غمگین.
در هر صورت موفق تر باشید.
پاسخ:
ممنون که خوندین
خب زندگی همینه دیگه یه بعدش هم بعد ناراحت کننده ش هست
ممنون از لطفتون و همچنین
چه تفکر جالبی...
اینکه خودجوش توی چالش شرکت کردی را میگم
خوب یا بدش نکردم البته

من اگر رسما دعوت نشم به چیزی
اگر شونصد نفر هم بهم بگن شرکت کن باز نمیرم

پاسخ:
منم دلی نوشتم دوست داشتم در موردش بنویسم
آقا من باید عذرخواهی کنم،شرمنده یه دفعه جو گرفت و نوشتم!
این وبلاگ شماست و به کسی ربطی نداره چی مینویسین،خواستم بگم اگه خواستین از این دست مطالب بنویسین اصلااا به این فکر نکنین که من ناراحت شدم و...
ممنون برای توصیه اتون وعذر میخوام دوباره.
پاسخ:
خواهش میکنم اینجا ملک خصوصی نیست کسیو راهش ندیم هرکی میاد قدمش رو چشم ماست
آقا من اینجور پست های شما رو که میخونم با توجه به اون پستی ام که واسه کانال ماری جوانا فرستاده بودین...غم عالم میریزه تو سرم.
+به نظرتون به کسی مثل خودتون در صورتی که طرف مقابل سعی میکنه تو دیدشم نباشه و باهاشم حرفم نزده باشه از اول ولی اون ول کن نیست چی باید گفت؟؟چطوری گفت که دلش نشکنه؟؟
چطوری گفت که روابط خانوادگی نریزه بهم؟که طرف بعدش احساس تنفر نداشته باشه نسبت بهت؟
+امیدوارم یه عشق دو نفره بیاد سراغتون که تو خوشبختی غلت بخورید...
پاسخ:
قصدم از نوشتن این پستها این نبود که کسی رو ناراحت کنم یه جور نمک رو یه زخم کهنه بود ببخشید اگه باعث ناراحتیتون شدم

والا چی بگم ، کسی که عاشق واقعی باشه خوشبختی طرف مقابلشو دوست داره حتی با کس دیگه ایی
یه مدت که بگذره به این نتیجه میرسه که بهترین کار آرزوی خوشبختیه واسه طرف مقابل نه اینکه مزاحم زندگیش بشه و با حرفاش و کاراش بخواد اذیت کنه چون عاشق واقعی اهل اینکارا نیست
بنظر من دور بودن بهترین گزینه س


+ممنون و همچنین
  • آسـوکـآ آآ
  • آدما همیشه منتظرن چیزایی که هنوز تموم نشده
    یه نقطه بذارن تهش
    نقطه نذاشتین تهش :)
    پاسخ:
    چرا چند سالیه که نقطه گذاشتم
    این حرفا فقط در حد یه فانتزیه:)
    سلام حامد. یباری بهت پیام داده بودم اونوقتی که داستان آشنایی تو برای کانال ماری جوانا فرستاده بودی. داستان قشنگی داشتی و فکر میکنم داستانت یکمی شبیه داستان منه.این پست تو رو هم خوندم جالب بود. امیدوارم بهترش قسمتت شه. جسارتا میتونم بپرسم متولد چه ماهی هستی؟
    پاسخ:
    ممنون از لطفت و همچنین برا شما:)
    من آبانیم
    واقعا منتظرید برگرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    زندگیت و بساز
    پاسخ:
    نه واقعا اونجور نیست من چند ماه بعد رفتنش با خودم کنار اومدم و ففط براش آرزوی خوشبختی کردم
  • آقای سر به هوا :)
  • حالا باز دمت گرم دعوت نشده نوشتی
    منو دعوت کردن ولی مغزم نکشید!
    البته این مورد فقط مغز نمیخواد ؛ عشق هم میخواد که نداریم:/
    پاسخ:
    حالا لزوما نباید که عشقولانه بنویسی:)
    ممنون که خوندی
    اینا که میگن اول از نویسنده اجازه میگیریم که۰چندتا پست از شما گذاشتن نه فقط این یکی۰ راضی نیستین برین دعوا :)))
    @officialweblogram
    این کانال
    پاسخ:
    همون اولش که کانال رو زدن من گفتم که اشکالی نداره اگه اونجا از پستهام بزارن البته نمیدونم ارزش خوندن داره یا نه 
    حالا نمیدونم دقیقا چندتا از پستهام رو گذاشتن
    اینکه خط آخر یه فانتزیه یه دروغ بزرگ به خودمونه. منم بعد ازدواج عشق نوجوونیم تا مدت‌ها آرزو می‌کردم پشیمون بشه و برگرده و هرگز براش آرزوی خوشبختی نکردم چون خوشبختیش رو نمی‌تونستم منهای خودم تصور کنم...
    پاسخ:
    لازمه که بعضی دروغهارو به خودت بگی چون کار دیگه ایی نمیشه کرد

    خیلی که دوسش داشته باشی خوشبختیش رو هم دوست داری حتی با کسی که خودش دوست داره
    :(
    پاسخ:
    ممنون که خوندین
    آقا پارتی بازی تا به کجا ؟ :)))))
    دیدین پستتون رو کانال تلگرام گذاشتن؟
    پاسخ:
    واقعاااا !!!؟؟
    نه ندیدم ارزش کانال تلگرام رو نداشت
  • گمـــــــشده :)
  • مگه راضی نبود
    دیگه چرا رفت
    :|
    پاسخ:
    راضی ؟
    نگفت چرا رفت؟
  • بهارنارنج :)
  • نه ما قئی تر ازین حرفاییم:)
    پاسخ:
    :))
    میشه منتظر برگشتش نمونید؟ سخته، ولی باور کنید اونم به اندازه شما حق انتخاب داره
    پاسخ:
    من فقط براش آرزوی خوشبختی کردم اون خط آخر فقط یه فانتزی بود
    منم دعوت نشده بودم خودم نوشتم :دی
    چقدر حسش خوب ولی تلخ بود۰۰۰
    پاسخ:
    شما هم بیایین به کمپین ما :)
    #دعوت نشدگان مظلوم
    مرسی که خوندین
  • بهارنارنج :)
  • چه غمگین:)


    البته منم کسی دعوت نکرد خودم نوشتم:دی
    پاسخ:
    به کمپین ما بپیوندین
    #دعوت نشدگان مظلوم:)

    دم عیدی نمیخواستم غمگین باشه ببخشید
    و عشق صدای فاصله هاست...
    چقد قشنگ توصیف کردین.
    پاسخ:
    قشنگ خوندین ممنون
    نوشته به این دلنشینی فقط یه هپی اندینگ کم داشت
    پاسخ:
    هپی اندینگ همیشه دست ما نیست:(
    ممنون که خوندین
    منم کسی دعوت نکرد زور خودمو زدم یکی دلش سوخت آخرش😉
    جزو بهترین و در عین حال غمگین ترین متن ها بود
    منم معتقدم عشق دوباره اتفاق نمیوفته
    ولی
    مطمئن هم هستم که عشق دوطرفه ی خوب میتونه در انتظار تون باشه
    حتما لیاقتش رو دارید.
    پاسخ:
    یه کمپین بزنیم # دعوت نشدگان مظلوم :))
    شما خوب خوندین ممنون
    ایشالا قسمت همه مجردا
    سلام

    بازم پیدا میشه ...

    این آرزوی برگشتن فقط با خراب شدن یه زندگی دیده محقق میشه!

    از خدا بخواه ...پیدا میشه ان شاءالله
    پاسخ:
    حتما پیدا میشه:))
    نه من واسه کسی آرزوی بدی نمیکنم
    پست مربوط به روز چشم رنگیتون یادم بود اتفاقا ولی خب فکر کردم دعوت کنم نمیبینید بیخیال شدم. :)
    تو کافه ژاسمن روبروت وایسدم و صاف تو چشمای رنگیه خوشگلت زل زدم با تمام وجودم گفتم : "دوست دارم " و منتظر هر جوابی ازت بودم الا اینکه بگی: "چرا اینو زودتر بهم نگفتی دیووونه " ؟
    کاش فقط رو این قسمت میموند همه چی.!
    پاسخ:
    لطف شما ثابت شده س:)
    همیشه زندگی اونجور که ما دلمون میخواد نیست:(
    اینطوری نگید...

    نه غیرممکنه نه سخت. قسمته، به وقتش میاد :)
    منظورم عشقیه که وصال داشته باشه :)
    پاسخ:
    ایشالا به موقعش:)
    تا قسمت چی باشه
    ولی در مورد متن...

    چشمای رنگی ترم هست، خوشگل تر ...
    امیدوارم به زودی پیداش کنید 💚
    پاسخ:
    تجربه ی دوباره ی عشق؟ به نظرم جزو سخترین و غیر ممکن ترین کارهاست

    حتما هست:)
    وای وای وای...
    من منتظر بودم شما بنویسین *-*
    حتما نیاز به دعوت نیست. اوناییم که اول نوشتن، کسی دعوتشون نکرده بود..
    پاسخ:
    نظر لطف شماست
    ممنون که خوندین

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">